تبلیغات
سینما - در حاشیه جشنواره فیلم فجر
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !


پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
کدام یک را بیشتر دوست دارید




آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما

 

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز : [cb:stat_today_view]

بازدید های دیروز : [cb:stat_yesterday_view]

كل بازدیدها : [cb:stat_total_view]

كل مطالب : [cb:stat_total_post]

كل نظرات :

یکشنبه 9 بهمن 1384
در حاشیه جشنواره فیلم فجر
نگاهى به «شهرآشوب» ساخته یدالله صمدى
حكایت تلخ نخبه كشى
محسن میرزاپور
شهرآشوب فیلم پرزحمتى است. معلوم است كه براى انتخاب لوكیشن هایش خیلى تلاش شده و براى طراحى صحنه هاى آن آنقدر وقت صرف شده تا بتواند به خوبى فضاى قرن هفت و هشت را به ذهن متبادر كند. علاوه بر این از مضامین خوبى هم بهره گرفته و اشارات بجایى به برخى اتفاقات و رخدادهاى مستدل تاریخى مى كند. اما چرا نمى توانیم فیلم را جدى بگیریم و كنایات آن از حد انتقادهایى كلیشه اى فراتر نمى رود. اجازه بدهید از اول شروع كنم. نسخه سینمایى شهرآشوب از دل یك سریال نیمه كاره بیرون آمده و همین مسئله اولین مشكل را ایجاد مى كند. صرف وقت و انرژى در دو جبهه قطعاً به یكى از آنها (و شاید هم هر دو) نقایصى وارد مى كند و با وجودى كه نسخه تلویزیونى شهرآشوب را ندیده ام، مى توانم بگویم كه نسخه سینمایى اثر از این موضوع بیشترین آسیب ها را متحمل شده است. بیشتر سكانس ها در فیلم كوتاه هستند و زمان كمى را دربرمى گیرند و مى توان حدس زد عمداً این گونه تدوین شده اند تا فیلم ضرباهنگ سریعى به خودش بگیرد و دچار كندى و یكنواختى نشود. اما تكلیف حرف هایى كه در نسخه اصلى گنجانده شده و در تدوین نسخه سینمایى حذف شده اند چه مى شود: متاسفانه مى توان حدس زد خیلى از این حرف ها موقع تدوین فیلم حذف شده اند و ما با شكل گیرى آرام و نامحسوس نهضتى روبه رو هستیم كه فرآیند شكل گیرى آن چندان به چشم نمى آید. كلیشه ها هم كه همچنان رخ مى نمایند. حاكم ظالمى كه البته ادعاى عدالت هم دارد، مامور سنگدلى كه آتش به خرمن مردمان صحرا مى اندازد و دربه در دنبال آدم تحت تعقیب فیلم مى گردد، شاهزاده اى كه هیچ نشانى از خلق و خوى دربارى ندارد و مسائل دیگرى از این دست موجب شده شهرآشوب نتواند به راحتى حرف هایش را بازگو كند و ارتباطى منطقى با مخاطب برقرار كند. به استفاده مكرر و لوث شده از عنصر آواز در فیلم دقت كنید. آدم یاد «ساراى» فیلم چند سال پیش صمدى مى افتد و «عاشیق»هایى كه هر لحظه آماده بودند آهنگى بنوازند و شعرى بخوانند. یكسرى ریزه كارى ها هم هست كه از دست كارگردان در رفته و از انسجام اثر كاسته است. مثلاً مامور «الغ بیگ» در خانه درویش با نان باگت!! پذیرایى مى شود و شیوه غذاخوردن بعضى ها در فیلم آدم را یاد آدم هاى مبادى آدابى مى اندازد كه انگار در یكى از همین رستوران هاى امروزى غذا مى خورند!! دیگر اینكه آدم ها گاهى اوقات به شیوه مردمان قرن هفتم حرف مى زنند و گاهى مواقع با لهجه غلیظ تهرانى و از كنایات روزمره مردمان امروز استفاده مى كنند.
با همه این اوصاف اما نمى توان از كنار برخى مفاهیم فیلم كه آن را از نمونه هاى مشابه تا اندازه اى جدا مى كند به سادگى عبور كرد. حریم ناامن نخبه هاى جامعه و دانشمندان كه در كشور ما قدمتى به درازاى تاریخ دارد به خوبى تصویر شده و به نقش تاثیرگذارى كه ادبا و روشنفكران در تغییر مسیر حكومت هاى خشن و جنگجو داشته اند به خوبى پرداخته شده و حكایت تلخ نخبه كشى را در ذهن بیدار مى كند. اما به طور كلى یدالله صمدى با دقتى كه مشخصاً در بازبینى نهایى فیلمنامه لحاظ نكرده موجب شده است كه شهرآشوب نكته برترى دهنده و خاصى نسبت به فیلم هاى دیگرى از این دست نداشته باشد.
نوشته شده توسط محمد ساعت 12:01 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()